سرزمین رویاهای من

به یاد میهن بلاگ

۳۴ مطلب با موضوع «خاطرات ~» ثبت شده است

ٌW-T-F?? ._. ...#Online_Professional_Geography_Classes

*اونی که اون بالاعه منم*خدایا ، میدونی؟ ما با کرونا کنار اومدیم ...¯´v´¯با سیل و زلزله و خونه نشینی و افسردگی و جنگ سایبری و آمادگی دفاعی هم همینطور...¯´v´¯ولی میشه فقط بدونم این حجم انرژی برای کلاسای  آنلاین جغرافی را چه نیاااااز؟؟ :___:من در حالی که یه نیم به کلاس دیر رسیدم :(در واقع اصن نمیدونستم کلاس جغرافی داریمXD)  من - ببخشید خانوم حالا تا کدوم صفحه قراره این جلسه تدریس کنید؟؟و حالا سمیه بهرامی دبیر جغرافی(سمیههه نرووو...نرووو سمیهXDDD) سمیه - دیر اومدی زود هم میخوای بری؟؟  |:-)من اندرونِ دلم : + ببخشید واقعا میدونم سوال گستاخانه ای بود خانوم منو عفو بفرمایید ⊙▂⊙معلم ثانیه به ثانیه : - بچه ها هرکس آنلاینه تیک بفرسته:|من باید بفهمم کیا هستن که به درس اهمیت میدن:|همه : تیک تیک تیک تیک تیک تیک تیک خسته نبااااشید خانوم...XDDDهعی...((": ...واقعا نمیدونم این روزا چه مرگمه...فقط میدونم قاطی تر از همیشه ام...دارم ب قهقرا میرم...به افق...به کرانه ی آسمان...کاش یه اسب تک شاخ و چهارتا قصر آبنباتی داشتم(":کاش مزه ی زندگی اینقدر گَس نبود...کاش من بچه ی مثبت اندیش تری میشدم و اینقدر نق نمیزدم...کاش یه قطره آب تهِ اون لیوان بود که بعد من به نیمه ی پر نگاه کنم...منِ 10 سالِ آینده : وااااییی شتتت نگا کن چقدر باحال بود!!سر کلاس آنلاین جغرافی هم میرفتی اون زمانااا...!! ((=من به نوه های نداشته ی آیندم در حالی که پیر شدم : فرزندان عزیزم نگاه کنید !! اون زمان تو قرن 21 هنوز درمان کرونا کشف نشده بود!و به همین دلیل ما توی یه پیام رسانِ خیلی خیلی باستانی به اسم واتساپ ، گروه داشتیم و در کلاس های آنلاین حضور می یافتیم و این گونه درس خواندیم!!!پ.ن : عکسا مربوط به گوشی مامانمه"_" بعدا نوشت : میگم این عکس و گیفای انیمه ای که توش سیگار داره چقدر فازمنده هااا XDمغزم : گاد آف احسااااس:| ... تو این اوضاع خراب اگه گذاشتی ی لحظه جو  سنگین بمونه "_"من : خب حالا :| چقدر فاز برمیداری:| خفه شو خسته ام:| اه -.- (─‿‿─)
۱۴ اسفند ۹۸ ، ۰۹:۵۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

((: ??CoronaVisrus ~ What do you mean in the 21th century#

کونیچی!! (=راستش ، با توجه به این اوضاع  قاراشمیشی ک اخیرا پیش اومده ،چندین تا سوال هست ک راجب این بیماری مکررا پرسیده میشه و شایعه طور دهان به دهان میشه ،  وبسایت رنگی رنگی جواب خیلی هاشوبا چندتا مقاله منتشر کرده ، خواستم بگم اگه دوست داشتید بخونیدش! ((: ...کلیک !!و اینکه ، اندکی از نالش های روزانه رو در ادامه نوشتم._.اخیرا پر حرف شدم D: ...میدونین ک؟؟
ادامه مطلب...
۰۸ اسفند ۹۸ ، ۰۹:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

تعطیلات نقره ای !!! این قسمت : به خودت مسلط باش!!

امروز ظهر بعدِ شنیدن خبرِ تعطیلی مدارس تا آخر این هفته :- خدایا...چقدر میتونی خوب باشی؟؟(": ینی میشه ک مثلا حقیقت داشته باشه و شایعه نباشه؟؟(":میترسم ... واقعا بعضی وقتا خوشیا ترسناک میشن...((:سخن اصلی اینجاست ک ... من واقعا قراره چیکار کنم با این روزا؟؟اگه مثل تعطیلات قبلی باشه از همین حالا باید واسه خودِ هفته ی بعدم بمیرم !! تامام... SAY NO TOSCHOOL
۰۴ اسفند ۹۸ ، ۱۵:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

اندر احوالات × ... (دارم چیکار میکنم واقعا؟؟؟._. ) .....#Guilty

یوح !! من باز اومدم !! ("=اومدم سخنانم رو بیرون بریزم تا بلکه شاید فلسفه ی این حال و احوالات نوتلایی رنگ این روز ها رو بهتر درک بنمایم:"|اولین سوالی که از خودم دارم ، اینه که فازم چیه جدا؟؟؟تو خونمون عین روح راه میرم !! وقت میکشم !! پرز های قالی رورصد میکنم ، به شوهر عمه ی رئیس جی وای پی اینترتینمت فک میکنم ،  چهار روزِ آزگار تعطیل بودم!!! بعدشم میدونستم که هشت تا امتحان دارم._. ...برا همین فقط وقت تلف کردم عایا؟؟ بعدم تک تک دقایق مدرسه رو عذاب وجدان می گیرم؟؟؟ :|چه مرگمه؟؟ :| فازم چیه ک فاز روشن فکری بر میدارم بعدم بی خیال ترین آدم ممکن میشم و روزی چهار صد بار پله های طبقه دوم مدرسه رو میرم بالا و از آخرین پله می پرم پایین؟؟ :|بدبختی اینجاست که ، مردم یا میرن از خونه هاشون بیرون یکم هوا بخورن ، یا عین فرزندان آدم تو خونه می شینن و درساشونو میخونن :|اون وقت من بیست و چاری تو خونمونم (دقیق ترش که تو اتاقمم) ، و همه فک میکنن دارم کتابامو  میجوم ، در حالی ک نمیدونن دارم حتی اخبار شبکه سه رو می بینمXDجالب اینجاست ک خودمو توبیخ هم میکنم:| با خودمم حرف میزنم:|بعدم به خودم میگم که با خودم حرف زدن از این به بعد ممنوعه ،چون هر چی بیشتر با خودم حرف میزنم بیشتر میزنه به سرم:|دبیرستان اینجوریه ک اگه تو خونه تون هیچی نخونی ، تو مدرسه تونباید عین یک عدد پوتیتوی نپخته به معلم جذابتون زل بزنی تا پشت سر هم درس بده و خیلی شیک بگه : خانوما !! فردا کوئیز !! :"|حالا بخونی ام خیلی فرقی نمیکنه ، ولی بازم بدتر که نیست:|بعدش تو بکوبی تو سرت و هر غلطی بنمایی ،  بازم هیچی نفهمی!!!جالب اینجاست ک میدونم باید چیکار کنم ولی نمیکنم !!شایدم نمیدونم که میدونم !!! عاااااه خدایا...منو گاو کن!!! ._.این جذابیتا و خود درگیری ها رو ازم نگیر !!! به انحنای ستون فقراتم ک تو مد هیچی با مود من نمیخونه اصلا :|اصن منم که باهاش نخوندم!!! اگه افتخار میدادم میخوندم حالا خودم ندادم D"=پ.ن : *از مرز رد دادن می گریزیم و در کرانه ی افق خرگوش وار پیتکو پیتکو می کنیم...!!! همه برای یکی ،و یکی برای خودش !!!* سکوت...!!پ.ن : امتحانهای ریاضی به هفته های آتی موکول گشت!!پ.ن 2 : دعا میکنم فردام باهوش نیاد:"...ولی میاد :| میدونم:|پ.ن 3 : چرا نمیتونم از ام وی HeartBeat دست بکشم؟؟؟+_+پ.ن 4 : چرا اینقدر غریبه ام با خودم؟؟؟:"|پ.ن 5 : چار سال بعد که یکم سر عقل اومدم میام این پستو میخونم خیلی روشن فکر وارانه و خودفهیم پندارانه میگم : آه...چه اسکلی بودم!!!ولی از همین حالا به خود چار سال بعدم ک داره این پستو میخونه بگم :اسکل خودتی !!!!! عیح !!!!!!!! فک نکنی حالا دو سال بزرگتر شدی یه چیزی حالیتهXD !! خیر !! تو هنوز همون کودک خود درگیر سابقی!!
۲۶ بهمن ۹۸ ، ۱۸:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

Am I stronger now ? (:

You got me feeling like a psycho, psycho우릴 보고 말해 자꾸 자꾸다시 안 볼 듯 싸우다가도PSYCHO - RED VELVET_________________________________یو !! ببخشید بابت غیبت های طولانی!! (=البته میدونم اینجا وب خودمه و شاید من مسئول معذرت خواهی نباشم ،اما خب ... دلیلی براش ندارم((: ... ببخشید به خودم ، به شما ، به هرکی اصن...دیگه مهم نیس واقعا((: ...راستش تحمل روزایی که گذشت اونقدرام آسون نبود ، و چهارشنبه ...وای...میتونم بگم این چهارشنبه ای که گذشت توی این 15 سالی ک زندگی کردم اگه بدترینش نباشه ، قطعا تو زمره ی بدترینا قرار میگیره ((:پنجشنبه ، دلم اونقدری پر بود ک واسه اولین بار هر چی از دهنم در اومد نوشتم و پست کردم ...( نه ک فحش و بد بیراه توش باشه ، حرف دلم بود ... تموم حقیقت((: ....)ولی خب...طی یه اتفاقی ک حتی نفهمیدم چیشد اون پست حذف شد((:خطاب به مدیر مدرسه ، خطاب به بیمارستان ، خطاب به زندگیم ، خطاب به اون آقای اشکبوسی ، خطاب به کلاسای آنلاین تفکر و خلاقیت ... و خطاب به کسایی که خیلی قشنگ خودشونو از زیر کلاسا کنار کشیدن تا درساشونو بخونن ،در صورتی ک تنها کسایی نبودن ک درس دارن ، و مام گناه نکردیم اگه روز تعطیلِرسمی از ساعت 8 صبح تا 7 شب بریم مدرسه و اونام با خیال راحت به وضع تحصیلشون رسیدگی کنن.تو پست قبل خیلی نوشته بودم ، خیلی گله مند بودم چون حالم خیلی خراب بود((:واسه بار هزارم روونه ی بیمارستان شدم. ولی امروز دیگه برام مهم نیس...هر چند اداها و بازیگری و تظاهر به مریضیاش واسه یکی دیگه بود ،ولی درد واقعیش ب من رسید ،  لابد خودش میدونه کیه ، اینم مهم نیس !به در میگم دیوار بشنوه؟؟ بیخیال ، مهم نیس ((:مهم نیست وسط همون کلاسای مسخره ی تفکر و خلاقیت بدنم پر از تاول های قرمز شد و مامانم به محض اینکه اومد دنبالم و دیدشون گفت کهیره ...!نه ، اینم مهم نیست !!!مهم نیست کلی حرفامو نوشتم و میهن بلاگ همشو به باد داد ، اینم مهم نیس!!((:مهم نیست اونقدری اشک ریختم ک دیگه حتی چشمام باز نمیشد .مهم نیس اگه کسی با خوندن این پست فک کنه چرا دارم اینا رو می نویسم !!مهم نیس اگه اون موقع با تموم وجودم حس کردم دیگه برا هیچکی اهمیتی ندارم...مهم نیس واسه "نمیدونم چندمین بار" آویزونِ سِرُم شدم ، شایدم سرم آویزونِ من ((:دیگه هیچی مهم نیس، اصلا همونی ک اون میگه((:.... :- "خستم...حس میکنم دیگه همه چیز و همه کس تو یه "مهم نی" خلاصه میشه(((: " ...ببخشید به وباتون سر نزدم(=دارم دنبال رنگین کمونم میگردم...به محض اینکه پیداش کنم ، رنگای واقعیشو به رخ چهره های هزار رنگ خیلیا میکشم ((:#صرفا_جهت_ثبت_لحظات
۱۱ بهمن ۹۸ ، ۰۸:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

!!! Omg...Long time no see dear school....((":

*من سر جلسه امتحان بعد از شنیدن خبر امروز وقتی گفتن فرجه ها تمومه باید بیاین مدرسه*.-. *** Ooh seriously?? :| ... =__= ...I don't give a - (وی اندکی بی اعصاب تر از پیش است...همچنین تنها در خانه قدم زده و با خود با صدای بلند جر و بحث میکند)________________________________واااایییییی این چ وضعشهT-Tاین چ خبر نحسیه ک به گوشم میرسونینT-Tینی چی ک هنوز سه تا امتحان دیگه مونده ولی باید مدرسه ها شروع شهT-Tینی چی ک حالا باید فردا صبح ساعت 7 تو این سرمای خانمان سوز برم تو مدرسه بیکار بشینم تفکر و آمادگی دفاعی رو با هم بخونم و چهارشنبه هم دوتاشو با هم امتحان بدمT-Tچطور دلتون اومد تعطیلات زمستونی قشنگ و فرجه های امتحانی نازنیمو ازم بگیرینT-T ...چطور میتونین بگین ک امتحانای قشنگم داره تموم میشهT-Tچطوری میخواین دوباره بشینم سر کلاس با معادله های جدید دست و پنجه نرم کنم در حالی ک تازه عین آدم درسای قبلیمو یاد گرفتم T-Tهوم...حس یه بچه ی کلاس اولی رو دارم ک میخوان ببرنش مدرسه ولی داره آب بینیشو با آستین یونیفرمش پاک میکنه و دااااد میزنه ک نمیخواد بره XDحس اول مهر بهم دست داده._.شاید دلیلش اینه ک  تو تموم این سه سالی ک راهنمایی بودم هیچ وقت ترم اول و دومو  اینقدر جدا از هم تصور نکرده بودم .-. ...#از_زیبایی_های_زندگی_یک_دختر_دبیرستانی_سال_اولیهیچ وقت اینقدر تو دوره ی امتحان فیلم و سریال ندیده بودم((":هیچ وقت اینقدر از گیر و بند مدرسه اینقدر احساس آزادی نکرده بودم...ولی حالاع...؟؟؟!!!!!!!! (":فریاد سکوت.........!امتحان جغرافی رو امروز دادم...فیزیکم ک 21 ام ... (=امتحان"های" بعدی : تفکر و آمادگی دفاعی هر دو به وقت چهارشنبه 25 دیپ.ن : حداقلش واسه تفکر یه برگـــــــــــــــه دادن بخونیم 10 تا از سوالای همونو امتحان بدیم.-.پ.ن2 : حالا چجوری این همه چرت و پرت راجب امنیت و جنگ بخونم تو این اوضاع خراب کشور؟=_=#صرفا_جهت_ثبت_لحظات
۲۳ دی ۹۸ ، ۰۶:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

گذر × #exam6

یو ... عام... امـــروز امتحـــان دینی دادم ...از اونجایی ک دو روز پیش کاملا بی حــال و در هم پیچیده بودم همشو تو یه روز خونـــدم((:خیلــــــــــــــــیم جــــذاب نـــدادم...حس یه تیکه جلبک دارم ک سخت به شیشه ی پنجره ی زندگیش چسبیده و استدعا داره از اونجای نچسب جدا شه ولی جای دیگه ای هم ندارهبره پس همون بهتر ک به اون پنجره ی مسخرش بچسبه:|خب...فک نکنم حرف دیگه ای برا گفتن باشه...به هر حال چکــیده ی ســــخن همین بود ((:پ.ن : داشتم فک می کردم چرا باید از گیف پایینه...یا حتی بالاییه... یا اصن هر گیفی... خوشم بیاد؟؟._.شیش ساعته دارم نگاش میکنم._.بعدش ، به این فک میکنم ک تا کِی اگه بشینمب یه گیف نگاه کنم بالاخره وایمیسته؟؟ تا کی به کارش ادامه میده؟؟اون خسته میشه یا مَن؟؟شایدم یهو بگه حاجی بسه دیگه جر دادی ماروXDقبوله تو بردیXDولی حقیقت اینه ک ضایع میشم و اون تا ابد تکرار میشه:|ای کاش حداقل اراده ی یه گیفو داشتم._. ...جدی میگمXDپ.ن2 : (خودش می داند رد داده است ... شما جدی نگیرید)پ.ن3 : امتحان بعدی ، فیزیک به وقت شنبه 21 دی 98
۱۸ دی ۹۸ ، ۰۶:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

#exam3 - #English × + ایده پرداز اعظم:|

درود ^^ از امتحان زبان باز می گردم = =سوالاش خیلی خوب بود ... فقد...اعصاب بسیار خسته ای دارم #_#این مدیرِ بی اعصابمون بیخودی ما رو تا ساعت 12 نیگه داشت ک راجب جشنواره مزخرف خوارزمی حرف بزنه و وقت گرانبهای ما رو بگیره :|تازه بدبختیش اینجاس ک فقط حرفای خودش نبود:| از یه آقاهه ی بیکارِ بیعار خواسته بودکه واسه ما از مرکر استان کلاسِ آنلاین تفکر و خلاقیت بزاره و یادمون بده اختراع و ایده پردازی  کنیم و این گونه خزعبلات :| ...اونم در حالی ک سال بالاییامون به حدی دارن خر میزنن ک حتینصفشون مدرسه هم نمیان چون اعتقاد دارن مدرسه وقتشونو میگیره :|بدجوری به کلاس خصوصی و خفه کردن خودشون با کتابای خودشون ایمان دارن :|اون وقت ما عم می شینیم سر کلاسای آنلاین آقای اشکبوسی ک یادمون بده چجوریتخته پاکن پرنده و سطل آشغال هوشمند اختراع کنیم :|جلسه های بعدی ای هم در کار هست:| بعد بقیه امتحانا :\باید کلی ایده بنویسم جای درس خوندن :|(آخ یه تنفر مسخره ای از این جشنواره دارم#_#پارسالم واسه جشنواره زبانش انتخاب شدیم با یکی از بچه ها تا مرحله استان رفتیم اول شدیم بعد خـیلی شیک گفتن ک مرحله کشوری برا پایه تحصیلی شما نداره._. )یااااه -.- ...خاب به هر حال ، امتحان بعدی :  ادبیات به وقت چهارشنبه 11 دی 98
۰۹ دی ۹۸ ، ۰۹:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

#exam2 - #biology

یوع ^^ چگونه اید؟؟داشتم فکر می کردم تو وب قبلیم بعد تموم شدن هر امتحان میومدم پست میذاشتم...جوری ک الان میتونم برنامه امتحانی کلاس هشتممو دقیق بگم یا حتی بدونم هر روز دقیقا چیشده بود ((:اومدم همینجوری به رسم یادگار امروزو ثبت کنم (=و خلاصه بگم ک : امروز امتحان زیست دادیم ...7 و ربع صبح با آلارم تکراری ساعت پاشدیم و شوکولات صبونه و لباس پوشیدن و پریدن تو ماشین خانومِ توپولی سرویس ک همش بوق میزنه چون از تموم دنیا طلبکاره XD ...همه ی بچه ها هم طبق معمول طبقه پایین تو کتابخونه و دور و بر آزمایشگاه جمع بودن...بعدم رفتیم بالا از 8 و نیم تا 9 و نیم امتحان دادیم و بازگشتیم خونه (=سوالاشم خوب بودش(=و اینکه ، الان در خنثی ترین حالت ممکن قرار دارم ((:امتحان بعدی : زبان به وقت 9 دی 98#صرفا_جهت_ثبت_لحظات
۰۷ دی ۹۸ ، ۱۳:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪

لک لکی از قلب شرق آسیا* ^ * ...OMEDETO GOZAIMASU !! #Alice

درود های متوالی ^0^پست قبلی : پست توضیحات بازگشت((=تو این یکی پست بنده اومده بودم یه خبر گوگولی و جذاب از همون فامیلای خیلی خیلی دور شرقِ آسیایی مون بدم^ - ^اونم اینه ک : لتیشیا (تو عکس بالا ، اولی از سمت چپ) صاحب یه نی نی کیوووووووت و ناز و گوگول شودههههه*^* ...پ.ن : از وقتی ک لتیشیا باردار بود میخواستم پستشو بزارم و مژدگانی بدهمولی وقت نشد تا حالا ک دیگه بچه به دنیا اومد:| ... شما خودتون حساب کنید یه آدم چقدر میتونه درگیر باشه XD بیشتر از 3 ماهه دارم سعی میکنم این پستو بذارم بازم نمیشه...((=بگذریم خبر خوش تر ، اینکِ : این بار نی نی ش دخترهههههه*((0))* هوریااااااااا*((0))* یه  کوشولویِ دخترِ ایرانی-برزیلی...یک انسان خوشبخت دیگه پا به جهان هستی گذاشت XDدر ضمن درسته ک واقعا خوش به حالش ولی هیچ وقت مث ما به خاطر ژاپن عر نخواهد زد، این نیمه ی پر لیوان بود...دو کلوم از مادر عروس XDطبق اطلاعاتی که یافت شدهD= (یکی ندونه میگه داشتم تحقیقات هسته ای انجام می دادم._. ) ... اسم این خانوم کوشولو آلیسه*^*(فک کنم کلا قصد انتخاب کردن اسم ژاپنی برا بچه هاشون ندارن._.اسم اون پسر کوچولوشونم آخه هنریکه ست((:حالا با وجود اینکه اونجا می زندگانی انشاید حقم داشته باشن...ایران و برزیل را چه به ژاپن؟؟ )راستی اگه تازه اومدی وبم و نمیدونی دارم راجب کیا حرف میزنم ، میتونی این پست رو بخونی : بکلیک!یاهااااا ببینین این فسقلی با چه ذوقی واسه آبجی و مامانش گل آوردهT Tپ.ن : به مامانم ک گفتم ری اکشنش این بود :عه هه جدی؟؟ خب چه جالب مبارکشون باشه :|من : بلیح...فعلا._.البته شاید دلیل بی احساسیش نسبت به این موضوع شغلش باشه ک ماماست و روزی شونصدتا نوزاد جلو چشمش به دنیا میانو به قول خودش دیگه از نوزادا خسته شده D":ولی خب از اون موضوع که بگذریم کلا برا مامانم سواله ک من چرا اینقدر پیگیر زندگی اینام چون هیچ تاثیر توزندگی من ندارن و نصف کارام وقت تلف نمودنه._.نظر شوما چیه؟؟؟*^*من که بی صبرانه منتظر بزرگ شدنشم ببینم چه شکلی میشه *^*
۰۴ دی ۹۸ ، ۰۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪