"و انتهای این قصه ی سرد و سفید ، همیشه سبز خواهد بود ،تا رسیدن سال نو ، تنها یک سلام خورشید باقی ست . . ."اول از همه ، سلام!! سال نوی همتون مبارک باشه! (: ...قبلِ شروعِ دعاها و آرزوهام ، می خواستم یکم حرف بزنم((: ...نسبتا یکم جا زیاد می گرفت نخواستم کسی اذیت بشه ،ولی هر کسی دلش خواست بخونه میتونه بره ادامه مطلب ! (:"سر نوشتن این پست به معنای واقعی زجر کشیدم چون اندازه ده تا صفحه تایپ کردم و میهن بلاگ سه بار همه ی نوشته هامو به باد داد و هر بار از اول نوشتم و میدونم که میدونید وقتی کلی حرف و چرت و پرت نوشتین و همش از بین میره مسلما نطقتون کور میشه و دیگه نمیتونید عین قبل سخنرانی کنید ولی من بازم نوشتم((: ...آره بازم نوشتم...هی گفتم هی نوشتم هی پاک کردم هی از اول!! اینه وبلاگ نویسی((: ...اینه از دست رفتن خیلی از داشته هات در عینِ موندگار ترین بودنشون توی وب((: ...من هنوزم این سختیا رو به جون میخرم...4 ساله همینجوری روزمرگی هامو گذروندم...من هنوزم با قاطعیت میگم هیچ جا نمیتونم اینقدر راحت حرفامو بزنم و به چرت و پرتام میدون بدم((: در هر صورت ، چن کلمه ای تو ادامه هست^^~ میدونین ، این نوشته ی سبز بالای پست تکراری بود ،یه بار برا تبریک سال نو تو وبم قدیمیم گذاشته بودمش ،ولی از قصد دوباره نوشتمش ، تا بهونه ای بشه ک یکم برگردیم و به عقب نگاه کنیم و سالای گذشته رو تو این دنیایی که توش روزمرگی ها و به معنای واقعی "زندگیمون" رو گذورندیم ، به وضوح یا با ابهام ، هر جوری شده به بیاد بیاریم (: ...امسال چهارمین سالیه که تبریک سال نو رو تو وب می نویسم وچهارمین سالیه که زندگیمو اینجوری گذروندم ، شاید دم سال تحویل این حرفا یکم زیادی شخصی باشن ، ولی خب ، اینجام وب شخصیه...شمام ک غریبه نیستین!!! ((: ... فکر کنم یکم بدونین چی میخوام بگم ،ولی احتمالا اینم حدس میزنین که وسط حرفام لال شدم،چون 4 سال حرف کمی نیست ،چون دوستیای چند ساله ی مجازیمون بچه بازی نبوده و نیست((:فقط میخوام بگم باورم نمیشه هنوزم اینجام ، باورم نمیشه دارم ادامه میدم ، باورم نمیشه به همین زودی 4 سال شد ، "باورم نمیشه تو این مدت کوتاهِ بلند چجوری این همه اتفاق افتاد" (تقریبا نصف کسایی ک منو میشناسن ممکنه بارها و بارها این جمله رو از من شنیده باشن امیدوارم منو عفو کنن اگه شنیدن این جمله سرشونو درد آورده ولی حقیقت داره ((: ...)به هر حال خیلی اتفاقا افتاد ، خیلی چیزا تغییر کرد ، حتی منم جزو اون چیزام ، منم خیلی خیلی تغییر کردم !! اصلا مگه میشه بدون تغییر باقی موند؟؟ ((: خیلی سخته ، چون نصف تغییراتت معمولا اکتسابی و انتخابی نیستن ، اما خب  اینم اشاره کنم ک تغییراتی ک خودمون انتخاب کردیم کاملا بحثش جداست و نمیشه این دوتا رو با هم قاطی کرد(=...میدونم برا همه ، سالِ نسبتا پر حادثه ای بود.اما همین دیدگاهِ نسبی نشونه ی مثبت اندیش تر شدن نیست عایا؟؟این دیگه تهِ تهِ نیمه ی پر لیوان بود آخه((= ...به هر حال...نمیخوام دیگه راجبش حرف بزنم ، شما فقط مراقب خودتون باشین ، بریم سراغ آرزو های سال نو (:آرزو میکنم تو سال جدید کمتر دل بشکونیم ، کمتر به خودمون حسِ تلقینِ تنهایی بدیم ، صبور تر و مهربون تر باشیم ، آروم تر قضاوت کنیم ، زاویه دیدمونو هر چند وقت یکبار آپدیت کنیم ، خودمونو راحت تر جای آدمای اطرافمون بذاریم ، حرفای بی اهمیتو راحت تر دور بریزیم و نادیده بگیریم ، بیشتر گوش کنیم ، کمتر حرف بزنیم ، و و و...((:ولی بین تموم این چیزا ، یه خواسته ی مهم از خودم و از همتون دارم! لطفا ، برا خودتون زندگی کنید ، لطفا ، نترسید عاشق چیزایی باشید که دوست دارید !لطفا ، به خودتون افتخار کنید ، از شما فقط یه ورژن تو دنیا وجود داره!- منِ 10 سال آینده ، اینم یه پست تبریک سال نوی دیگه بود منتها یکم متفاوت تر، شاید خواسته ی زیادی باشه ، ولی وقتی داری اینا رو میخونی و دوره شون میکنی ، نمیتونم جلوی بغضتو بگیرم ولی لطفا گریه نکن ، بخاطر همه ی خاطرات قشنگی که داشتی و ساختی ، بخند و خوشحال باش(: و قدر دان همه ی کسایی باش که خانواده ت نبودن ، اما مثل خانواده پیشت موندن و هرگز براشون قدیمی نشدی و پشتت وایسادن(:پ.ن : *اوکی نه من نه عکس های پست هیچکدوم ضایع نیستیم اصن ، فقط بیاین راجبشون حرفی نزنیم ، بعدا خودم همه چیو توضیح میدم((: سال نو مبارک!!明けましておめでとうございます새해 복 많이 받으세요