PARK - JiHYO | TWICE___________________________هااعیی من عامده ام*-* چی چی آوردم؟؟نخود و کیشیمش ، با صدای چی؟؟XD- عذر خواهیات فراوان D":خوبین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ (جهت احوال پرسی معمولیانه (#مادر ادبیات فارسی) نپرسیدمااا...واقعا بگین ک خوبین یا ناه؟؟((=من نمد ک واقعا چرا هر چقدر سعی میکنم اینجا رو زنده نگه دارم هی بازم میمیره و خاک میخورهT Tیکی ندونه زبونم لال فک میکنه من اینجا رو فراموش میکنم یا مثلا برام قدیمی میشه("=آخه این چه وضعشه ک من حتی هنوز وقت نکردم برم واسه تبریک تولدایی ک دوستای  بی چُنین مانندم (به معنای تک و جذابD":) 23 مهر تو وبشون یا اصن  خارج وبشون بهم گفتن تشکر به انجام بیاورم و بگم چقدر دوسشون دارم و حتی نتونستم دوتا کامنت درست و حسابی زیر پستای خوشگلشون بزارم و احساسات خود را زنده نیگه بدارم T T عااه این چُنین نباید نالید ، ز روزگار خود باز باید گفتD":خاااااب ... اعتراف می کنم فرجه های امتحانی برا من بیشتر از مدرسه رفتن حکم آزادی و دلخوشی رو دارنD": ...اینقدر که موقع مدرسه ها مجبورم درسای مختلف بخونم تو فرجه ها مجبور نیستم._. هر درسی به وقت خودش...این ینی زندگی حساب شده XD ...راستی با امتحانا چیکار می کنین؟؟ تعطیلات زمستونیتون شروع شده یا نه؟؟ XDاگه دبیرستانی هستین ک قائدتا باید تعطیل باشین^^ اگرم نیستین  ،ک اصن نیازی ندارین= = ...دوران راهنمایی همش تعطیلاته . امتحان اونجا شایعه س._.+ امروز امتحان ریاضی دادم...به معنای واقعی پودر گشتم:|تازه به گفته ی معلم قرار بوده "آسون" بده._. ...به هر حال از اونجایی ک بچه ی متواضعی ام از ترم دوم قول دادم که به گونه ای جدید با ریاضی تا کنم...XDچقدر شبیه این بالایی ام :| ...یاااه...هر چی فک میکنم تو این مدت اینقدر اتفاقا افتاده که به اندازه کل تابستون میتونم واسش پست بزارم و تعریف کنم((: ...اینقدر وقت از آخرین باری که دست به قلم شدم می گذره که احساس کسلی و پوچی میکنم...به هر حال امسال ما نگارش و انشا هم نداشتیم((:اینقدر دغدغه های آدم تو این دوران عوض میشه دیگه واقعا نمی فهمه از زندگیش چی میخواد...صد ساله انیمه ندیدم...مدتهاس دیگه دنبال آیدلای ژاپنی نگشتم...خیلی وقته با نوشته های ژاپنی دیگه ذوق نکردم((= ...و و و...هوووم.....غیر قابل تصوره((=آدم با خودش میگه دارم کی میشم ینی؟؟ /// ...این همه عوض شدن تهش چی میشه؟؟؟(: ...راستش امسال دیگه تو کلاسمون دیگه اونقدرا کسیو ندارم براش عر بزنم= =شاید شما هم جای من بودین ریشه و عمق اوتاکوییتتون دچار اختلال مزمن میشد R--Rعینهو پوتیتو میشینم سر کلاس._. ...البته شور درونیم هنوز پابرجاس D":پ.ن 1 : امتحان بعدی ، زیست! به وقت شنبه 7 دی 98پ.ن 2 : یه روز از روزای آذر اونقدر بارونی شد ک بالاخره یدونه تعطیلی مدارس ناگهانی بعد از 500 سال به پست ما خورد و بنده کلی ذوق نمودم چون کلی کار عقب افتاده داشتم(":پ.ن 3 : هوا خیلی سرده T Tپ.ن 4 : برای بار چهارم جلد 8 مجموعه آن شرلی رو دوره کردم((((:پس کی مرگ والتر قراره واسه من عادی شه آخه؟؟؟(": ...چرا نمیشه داستانو برگردونم والترو زنده نیگه دارم؟؟؟((":تا کی قراره از دست گیلبرت حرص بخورم= =پ.ن 5  : ببخشید نشد به وبتون سر بزنم و نظرا رو جواب بدم...ولی تو وقتای آزادم دوباره میام...مواظب خودتون خیلی باشین (=پ.ن 6 (آخر)  : شمام میدونستین جیهیو با دنیل قرار میذاره یا ناه؟؟؟ T T (البته خبرش قدیمیه)A little smile , A long Story !