مینااااااا کنبانوا ^_^ ...( آخ که چقدر وقته این اصطلاحای ژاپنی رو اول پست استفاده نکرده بودمااااا ((: ...)بالاخره همونجوری که قول دادم سفرنامه آوردم^^تهرانی های گل و ارجمند و تموم خوانندگان عزیز لطفا اگه نقصی توی توصیفات و قضاوت های من می بینید اشاره کنیدD":همچنین جا داره از اون هشتگ خوب و جذابمون :#صرفا_جهت_ثبت_لحظاتهم نامی برده باشیم((:در کل که تهران خیلی خوب بود*-*تهرانیا خوش به حالتون*-*دو روز از سفرمون هم در انتها شد شمال کشورD:خب دیگه...سفرنامه تو ادامه ستD:
1.معرفی بعضی اهالی خونه!اول بریم سراغ اهل خونه ی دختر خاله ژانِ مامانم!!در واقع اقامتگاهمونXD ...چقدرم که زحمت دادیم بهشون*-* ( الکی مثلا من خیلی تعارفی امD: ) خب ، اینایی که این بالا می بینید بچه های فوتبالی خونه ان!پسرِ دختر خاله ژان به همراه پسر عمه ی هم سن و سالش که اومده بود تابستونو تهران پیش اونا بگذرونهD":این دوستای گرامی ، یا دارن فوتبال بازی میکنن یا در حال برگشتن از کلاس فوتبالن ، یا پلی استیشن دستشونه که با اونم فوتبال بازی میکنن،یا دارن راجب بازیکنای فوتبال نظر میدن ، یا فوتبال دستی بازی میکنن ، یا دارن بحث میکنن راجب اینکه دفعه ی بعد با چه تیپی برن استادیومآزادی و واسه پرسپولیسشون هورا بکشنXDعضو بعدی خونه که حیفه معرفیش نکنیم ،دختر کوچولوی کیوت و نازِ دختر خاله ژان ، آندیاست*-*#بچه_ی_آیپدی_خونهوابسته به تکونولوژی بیش از حدD":از جمله دیالوگای جذابش به گفته ی داداشش :آندیا - بابااااااااا برام یوتیوب بزار !!من : باباش :یوتیوب :اینقدررررررر کیوت حرف میزنه این بشرررررXDولی بعضی وقتا خودشم نمیفهمه چی میگهXDبقیه ی اعضا هم که آدم بزرگا انD":2.شیلو خانوم ! بعدی ، گربه ی لوووووووووس محل*-*طبق آرزوها و علایق قدیمیم براش اسم انتخاب کردم : شیلوووووو!!این مخلوقِ جذاب*-* (عکساش توی شب بود بد شده._.)هروخت منو میدید میرفت به طرز لوسی خودشو می مالید به دیوااااارو میو میو میکرد._. ...هروختتت بر میگشتیم خونه میرفتم دنبالش بگردم.بعضی وقتا بود بعضی وقتا هم نهD":3.اسپلندور و دیگر هیچ!عکس بالا رو می بینین؟؟یعنی میتونم بگم 99 و 9 دهم درصد از زمانی که تو خونه موندیم به این بازیه گذشت و والسلامXD ...یه بازی با تم تجارتی و بازرگانی و خرید و فروش به اسم Splendor !!!!مگه اینقدررررررررر خوبهههههههه؟؟XDیجور کارت بازیه حالا به هر حال...ولی هیچ شباهتی به ورق بازی نداره.-. 4.دربنداولین مقصد گردشگری ما ، دربند بود!!! یه منطقه ی سرسبز و کوهستانی خفن که باید میرفتیم بالاش وتوی مسیرش پر از رستوران و کافه های سنتی خوشکل بود*-*برا خودش یه پا شمال بود ، من مونده بودم این تهرانیا دیگه چرا پا میشن میرن شمال؟؟XDآهای!! دربند مگه چشه خو؟؟XDحین بالا رفتن کلییی عکس گرفتم....از عالم و آدم و کوه و درختXDلواااااااااشککککککک*^^^^^* ترررشییییییییییی*^^^*در آخر ، رفتیم اون بالای بالا به صرف صبحونه*-*املت و چایی شیرین تو هوای خنکش*-*جاتون بسیاااااااار خالی بودD":جدا ارزش اون همه بالا رفتنو داشت!رسما عاشق منطقه دربند شدم*-*5.باغ کتاب تهرانمقصد بعد : بهشت زندگانی D":#باااااااااغ_کتاااااااااااااااااااب_تهراننننننن ^0^فکر کن تو یه کتاب فروشی کوچولو چه حسی داری، تو باغ کتاب دیگه چه حسی میتونی داشته باشییییییی؟؟*-------*قبلا عکساشو دیده بودم , خیییییلی دلم میخواست برمممممم،بنابراین از هر طرف آویزون دامن مادر و پدر شدم که عاغا من باغ کتاب میخوام!!! بنابراین رفتیم!!! D":توش پر از مجسمه های بزرگ از شخصیت های خوشکل کارتونیهههههه^-^بعد از کلی چرخیدن 6 تا جلد کتاب خریدم...که قراره تا مهر تمومشون کنم ، اگه خدا بخوادD":هر کدوم خوب بود حتما معرفی میکنم بهتون*-*اینجا وبسایت اصلی باغ کتاب تهرانه. و یه صفحه هم هست که به جودی ابوت ،شخصیت شیرین داستان بابالنگ دراز اختصاص داده شده.برای رفتن به اون صفحه هم می تونید رو عکس زیر کلیک کنید^^6.کاخ سعد آبادمقصد بعدی ، کاخ سعد آباد بود^0^که البته توی مجموعه ش کلی کاخ های کوچیکتر و موزه بود.نماهای فوق العاده ای از زندگی سلطنتی شاه!توی اتاق خواب فرح و روی میز آرایشش ، حتی لاک ها و لوازم آرایشی ش هم جا مونده بود...کاری به سیاست ندارم چون درگیر این بحثا نمیشم((: ولی ...یه جاهاییش تراژدی بود...جوری که رفته بودن و همه جا خالی مونده بود ، میتونست خیلی خیلی غم انگیز باشه...این عکس پایین سالن غذاخوری بود(از چیزی که بنظر میاد خیلی بزرگتره )نکته ی جالبش این بود که میز برای هر وعده ی عذایی جدا بود!مثلا میز صبحانه ، میز ناهار، میز شام و میز عصرانه!ظرف هایی که روی هر میز چیده شده بود مطابق اون وعده غذایی بود که روش سرو میشد^^7. برج میلاد !مقصد بعد ، جایی که مسلما نیازی به توضیح نداره!بله ! برج میلاد!! و اما بهترین و جالب ترین بخشش ، دلفیناریوم بود!ما فقط یه طبقه ش رو رفتیم چون زیاد وقت نداشتیم و نمایش دلفین ها ساعت ۹ شروع میشد. رفتیم بخش فضای بازش و رسما که فوق العاده بودD: ...((": ...در ضمن اون بالا تلسکوپ بود و میشد پایین رو از نزدیک دید!! ...البته کیفیت تلسکوپ هاشون خیلی هم خوب نبود ولی بازم ، اِنی وِیD': ....داخل اون طبقه یه سری ماکت از برج های مخابراتی بلند دنیا گذاشته بودن که اکثریتش مال چین بود•_• ...بلند ترینش هممممم.....یسسسس.....برج توکیو اسکای ترییییی بووووددد^~~~~^ !!!!!!!! ای ژانم...چقدر ذوق نمودم اون وسط دیدمش....حتی شده ماکتشD": ...برج میلاد هم همون طور ک میدونین شیشمین برج مخابراتی بلند دنیاس !!!! بگذریم از برج میلاد ، ما ساعت حدودای ۸:۴۰ شب به سمت دلفیناریوم شتافتیم که ساختمونش کلا از برج میلاد جدا بود ولی خب ، همون نزدیکی بود و مال مجموعه ی برج میلاد محسوب میشد ^_^ ....واااااای ینی نزارین از این مربی خفن و خوش استایل دلفینا بگم ...اسپانیایی بود D': ....اولش یه شیر دریایی اومد وسط به اسم موریس^~~^ این آقااا موریس خیییلییی خفن و باهوش بود!!! و رنگش مشکی یکدست بود . به گفته ی مجری ، ۲۵۰ کیلو وزن داشتD: ....!!! والیبال و فوتبال و بسکتبال بازی کرد ، بازیگریش هم خیلی خوب بود دائم ناز میکرد•--• ....بعدشششش میریم سراغ دلفین خانومای خوشکلشون ، آلفا وکاسیاااا ^~~~^ ....واااهااایییی عاشقشون شدم*^^^* ....هر کاری که تصورشو کنین انجام دادن!! یه جا مربی خوش استایلشون پرید تو استخر و دوتا دلفینا اومدن زیر پاش بلندش کردن ، مربی کل استخرو همین شکلی رو دلفینا وایساده بود D: ...آلفا و کاسیا نقاشی هم کشیدنننن*^^^* البته چند تا رنگ آمیزی ساده بود ولی بازم ،انی ویD': ...آخرش اون نقاشی رو قاب گرفتن و به مزایده گذاشته شد , یه آقاهه ای اون نقاشی رو۵۵۰ هزار تومن خریدش.___. ....8.هیومن پارکسفر سحرآمیز به درون بدن انسان!!!آیا شما نیز مثل داداش کوچولوی من بسیار تحت تاثیر تبلیغات تلوزیونی قرار میگیرید؟؟؟ خب!! سخت در اشتباهید!!!!هیومن پارک به خودی خودش جذاب بود ، ولی به تبلیغات تلوزیون حق نمیدم که اینقدر شورشو در بیارنXDبه هر حال خوب بود ، چون لیدر هر قسمت یه سری چیزایپایه ای و اساسی در مورد هر بخش بدن توضیح میدادD":من که از گوش ،کلیه ، دهان و ویدیو هاش خوشم اومدXD10. پارک آب و آتش و پل طبیعت یه شب واسه شام رفتیم پارک آب و آتش^0^خوش گذشت و با فامیل کلی خندیدیم!پل طبیعت هم خییییییلی خیلی قشنگ بود*-*به گفته ی داداشِ آندیا (پسر فوتبالیD: ...) ،طراح این پل یه زن بوده*0* ...و این جدا فوق العادس*^*ولی اگه از من می پرسین بهترین قسمتش اون غرفه ی کوچولوی پارک آب و آتش بود XD ....کلللللییییییییی پیکسلللللل*^^^*با کلی هله هوله و تنقلات خریدیمXD چندتا مرکز خرید هم رفتیم ک اونا دیگه چیز نوشتنی ای ندارهD:این عکس بالا ویترین یه عروسک فورشی بود*^*...((:پایان سفر تهران و شروع سفر کوتاه شمالعکس هایی که بعد از این میزارم واسه سفرمون به مازندارن هستن^0^به همراه دخترخاله ژان و خانوادش!...خیلی خوش گذشت وکلا دو روز شد! ^_^ اونجا هم اسپلندور بازی کردیم((: ...یه ماهی مرده توی ساحل پیدا کردیم0-0آندیاست...گل جمع کردهD": ...هووووف چقدر طولانی شداااا ((:نظر یادت نره ^^ !!
۹۸/۰۶/۱۳
۰
۰
𝙃𝙚𝙡𝙞𝙤𝙨 𓆩♡𓆪